الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
624
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
مىشود كه « شريعت شفاهى » يهود را تدوين كردند و نوشتند تا اينكه در نهايت به شكل « ميشنا » و « تلمود » درآمد ( رجوع شود به « شريعت شفاهى » ، « ميشنا » و « تلمود » ) . شِئِلوت او - تشووت : م پروشيم شالحان عاروخ : به معناى سفرهء مرتّب ، نام كتابى است كه در دورهء ريشونيم توسّط يكى از عالمان يهودى به نام « يوسف قارو » تدوين شد كه با افزودههاى « ايسرلس » يكى از عالمان ديگر يهودى مرجع معتبر حقوقى و شرعى در همهء روزگاران بعدى تلقى مىشود . يوسف قارو ، در آغاز كتاب « بيت يوسف » را نوشت كه در ظاهر ، شرح طور ( ارباعا طوريم اثر يعقوب بن آشر ) ولى در واقع اثرى مستقل است و بيست سال به طول انجاميد ، شولحان عاروخ كه تدوين آن دوازده سال ديگر به طول انجاميد بازنگرى و خلاصهء « بيت يوسف » است . شريعت شفاهى : تورات ديگرى است كه به اعتقاد يهوديان ، افزون بر تورات مكتوب ، بر موسى وحى شد ولى همواره به شكل نانوشته ، در كنار تورات مكتوب ، و به عنوان شرح و تفسير تورات مكتوب ، وجود داشت و براى اينكه در گذر زمان به دست فراموشى سپرده نشود به صورت مجموعههايى تدوين شد تا اينكه در سال 210 ميلادى توسّط يكى از عالمان يهودى به نام « يهودا هناسى » به صورت يك جا و به نام ميشنا ( توضيح ثانوى ، تكرار شريعت ) درآمد . پس از ميشنا رسالههايى تحت عنوان « ملحقات ميشنا » و نيز تفاسيرى بر ميشنا تحت عنوان « گمارا » ( به معناى تكميل ) تدوين شد و از مجموع اين سه بخش ( ميشنا ، ملحقات ميشنا و گمارا ) مجموعهاى حجيم به نام « تلمود » شكل گرفت . شريعت مكتوب : همان تورات است كه بر موسى عليه السلام نازل شد و آغاز شريعت يهودى به حساب مىآيد و در مقابل « شريعت شفاهى » قرار دارد و تا زمان « عزرا » و « نحميا » ( حدوداً ميانهء سدهء پنجم قبل از ميلاد ) ادامه مىيابد و يك بخش از بخشهاى چهارگانهء كتاب مقدّس است . كتاب مقدّس كه يهوديان آن را « عهد » يا « تَنَخ » و مسيحيان آن را « عهد قديم » مىنامند از چهار بخش تشكيل شده : 1 . تورات كه عبارت است از اسفار پنجگانه ( سفر پيدايش ، سفر خروج ، سفر لاويان ، سفر اعداد و سفر تثنيه ) . 2 . كتب هفدهگانه انبيا ( نويئيم ) 3 . مكتوبات دوازدهگانه داورى و تاريخى ( كِتوويم ) 4 . كتابهاى پنجگانهء سرود و شعر و مناجات و امثال . قابل توجّه است كه يهوديان عقيده دارند كه اسفار پنجگانه همان توراتى است كه بر موسى عليه السلام نازل شده و تحريف و تصرفى در آن نشده ، در حالى كه نه تنها قرآن كريم اين كتاب را تورات اصلى نمىداند و آن را انباشتهاى از كذب و بهتان و افسانهها و احكام جعلى و عقايد منحرف مىشناسد محقّقان و دانشمندان ملل مختلف ( از جمله جمعى از ربانيان خود يهود ) با وسايل علمى و واژهشناسى و مقابلات تاريخى اين حقيقت را به وضوح به اثبات